توضیح

شاخه نبات

شاخه نبات

سلام فاطیما جانم
ببخش مدتی بود که هم احوالم خوش نبود و هم دوستان زحمت هک تنها پل ارتباطیمان را کشیده بودند


میخواهم امروز برایت از شاخه نباتم بگویم
شاخه نباتی که هنوز لبم از شیرینیش مست است
عناصر خیال انگیزش تنم را سست کرده
لبم را آب انداخته
نفس نفس زدنهایش در زفاف عشقمان نفسم را به شماره انداخته
عطر تند سینه هایش هوش از سرم برده
….
شاخه نبات من شاخه نبات حافظ نیست که بهایش صد درهم باشد
بها دارد
کمترین بهایش جان من است
جان ناقابل من

امروز روز بدی بود
دلم دارد میترکد
کاش بودی
کاش نبودم
کاش آدم بودم
کاش عالم پر از آدم بود
اگر حرام زادگان خانه مادریم را به آتش نکشیده بودند
اگر حرام زادگان حق پدرم را غصب نکرده بودند
اصلن اگر حرام زاده ای نبود
حکم حکم پدرم بود
حکم پدر …
حکم مولا عشق است و محبت

حالا شاخه نباتم در بغلم میرقصید و در دهانم میخندید

میخواهم داد بزنم…
تورا خدا برگرد
قول میدهم فقط غنچه لبت را بچینم
قول میدهم فقط با کمرت بازی کنم
قول میدهم فقط پیشانیت را نوازش کنم
قول میدهم فقط موهایت را شانه بزنم
….
برگرد علی نا ندارد
علی حنجره ای برای زجه زدن ندارد

بکن لباس دنیا را
بیا حرف گوش کن باشیم
بیا حرف پدر مشترکمان را گوش دهیم
بقیه حرفشان گناه نباشد ، لغو هست
بیا یکی شویم
حیف است تحریم کنیم عشقی که پدرمان به ما یاد داده
مگر نه اینکه میزان ما، پدر ماست
برگرد… منتظرم
توسلم باشد ،آیه ۲۴ سوره ۴

در تاريخ ۰۸/دی/۱۳۹۲ یک دیدگاه برچسب ها : ،،،،،،،،

نوشته شده توسط علی

وبسایت

يک ديدگاه

  1. baran می‌گه:

    آقای محترم جایی از متن شما غلط داره.و عمرأ خودتون متوجه شید.و اما نظر،چیزی که اژ دل برآید بر دل نشیند.همین. . .

دیدگاه خود را بیان کنید برای baran

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک کنید.

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.
طراحي شده توسط ميلاد دهقان عضو گروه رویین