توضیح

فاطیما جان من از جنس آن آدم ها نیستم

فاطیما جان من از جنس آن آدم ها نیستم

امروز هوا خیلی بد بود
سر درد
دل درد
چشم درد

اما قلبم بیشتر درد میکرد
اگر نشکسته باشد حتما زخم شده
دکتر نیستم
تخصص قلب ندارم
از نمکهایی که میپاشند میفهمم
زخمش عمیق است
تند تند میچکد
اعصابی که خونریزی کرده
تند تند…
بدون ذره ای انحراف همسفرم همه را جمع میکند
دم نمیزند
آه نمیکشد
غر نمیزند
گاهی که به تنگنا می آید
(( علی ، پیش پدرشان ، به تو چه ، هر که میخواهد کدخدا شود
ما سید را داریم))
همسفرم گل است نفس من است حق دارد
اما من دلم تو را میخواهد

شاخه نباتم
تو بیا و آرام کن هم من را هم همسفرم را
ترس تمام وجودم را گرفته
نکند سید تنها بماند
نمیتوانم به کسی اطمینان کنم
نه
احساس حقارت تمام وجودم را گرفته
من از جنس آن آدم ها نیستم
بها نمیدهم
جان نمیدهم
آبرو نمیدهم
آخر
اگر گلوی پسر بچه ای را در “سوریه” دریده اند به من چه
در “پاراچنار” اگر به جرم علی دوستی سری جدا شد به من چه
من اسمم علی باشد کفایت نمیکند ؟
لباسم یقه شیخی باشد کفایت نمیکند؟
ریش داشته باشم ، عطر بزنم و در دستم تسبیح کفایت نمیکند؟
فاطیما جان من از جنس آن آدم ها نیستم
شاید اصلا آدم نیستم
تو به همسفرم بگو
سید تنها بماند بهتر است

در تاريخ ۲۶/خرداد/۱۳۹۲ یک دیدگاه برچسب ها : ،،،،،،،،،،

نوشته شده توسط علی

وبسایت

يک ديدگاه

  1. Unkown می‌گه:

    ma bemirim seyed tanha bemanad.

دیدگاه خود را بیان کنید برای Unkown

برای صرف‌نظر کردن از پاسخ‌گویی اینجا را کلیک کنید.

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.
طراحي شده توسط ميلاد دهقان عضو گروه رویین