توضیح

گزارش یک جلسه

گزارش یک جلسه

سلام گلم
امروز هم مثل روزهای دیگه ، با حسرت دیدن ، شنیدن و بوسیدنت از خواب بیدار شدم
یه دوش گرفتم و رهسپار ولایت قربت با قاف شدم
جلسه ای برگزار بود
عده ای جمع شده بودند تا با هم حرفهای قلنبه ، سلنبه بزنند
ما انقلاب کرده ایم ، ما خون داده ایم ، ما ما ما…
گفتمان ما ، گفتمان انقلاب اسلامی است …
بگذریم اگر حالش راداشتی و نیش هایم تن سفیدت را زخمی نمیکنند ، به وبلاگم سری بزن (www.alibarati66.blogfa.com)
خلاصه…
آنجا بود که احساس کردم نامرئیم ، لالم
هیچ کس جز مجتبی حالم را نمیفهمید …
میگفتند :! تمام وجودم گوش میشد
میگفتم :! کسی آنجا نبود
بدجوری حالم بد است
کاش بودی
در آغوشم میگرفتی و با موهایم بازی میکردی
آنجا بود که فهمیدم…
من عاشق آیه ۲۲ ، سوره ۵۶ هستم…

در تاريخ ۱۰/خرداد/۱۳۹۲ بدون دیدگاه برچسب ها : ،،،،،،،

نوشته شده توسط علی

وبسایت

دیدگاه خود را بیان کنید


حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.
طراحي شده توسط ميلاد دهقان عضو گروه رویین